سیب را من چیدم ، حرفی هست؟
دلم خوش است که قاضی قصه هم روزی
از این محاکمه بالای دار خواهد رفت
دوباره می رسد از پشت کوه ها خورشید
و ابرهای سیاهش کنار خواهد رفت
آقای گنجشک روی شاخه ی رو به رو نشست و گفت : جیک جیک جیک ؟
گفتم : جیک جیک .
- جیک جیک ؟!!!!
- جیک جیک ( جیک ) .
- جیک ...
- جیک جیک .
بعد با هم پرواز کردیم و رفتیم که روی چنار آشیانه بسازیم .
-----
روزهای خوب و بدی را پشت سر گذاشتیم . اتفاقات خوب و بدی هم افتاد که ... بماند .
خیلی از کامنتهای پست قبلم با مضمون اجازه برای دیدنم بود یا شماره یا ...
که تعداد قابل توجه اش باعث شد این نکته رو متذکر بشم که به کجا داریم می ریم ؟؟؟
این حرف ها رو یک عدد مهسا زهیری خونسرد و جدی و خشک و اخمو می نویسه که تقریباً
هر 4 ساعت یک بار یک جمله میگه . با ندیدنش مطمئناً چیزی از دست ندادید ...
می دانم که خوانده اید اما
سلاخ خانه ی شماره 5 // ونه گات
و این هم شعر تازه :
حسی شبیه نصف شدن زیر تیغ ها
حس ِ سکوت مسخره ای بین جیغ ها
حس ِ فرار کردن ِ از نارفیق ها
زل می زنی به صورت دنیای مضحکت
به عشق های مختصر ِ ده دقیقه ای
به مرد ِ بی گناه ! ، به زن های صیغه ای
برداشت های بی طرفانه / سلیقه ای
که پشت بنز یک عوضی بوق می زند
در خاطرات دور و درازت شناوری
از خانه ای که یخ زده سر در میاوری
از بوی نم گرفتن ِ دیوارهای خیس
از تخت مشترک ،،، تو و بدبخت ِ دیگری
از زیر تیغ نصف شدن ، روحت و تنت
از یک سکوت مسخره هم بی اثر تری
مخفی شدی [ زنی که منم یا تو یا ... بگو؟ ]
از چشم های هیز جهان ،،، زیر روسری
آینده ای که دود شده با لب ِ پدر
از مادر نداشته ات ارث می بری
راننده بوق می زند و بوق ... بوق ... بوووووووووق
تو گیر کرده ای وسط کوری و کری
لبخند می زنی به جهانی که ساختی
از روز اولی که خودت را شناختی
هر روز بی پناه تر از قبل باختی
[ دارم سوار می شوم و گریه می کنم ]
1 – عمل های اون دوستی که قبلا گفته بودم تمام شد و رو به بهبودی ست .
2 – لطفاً آدرس وبتون رو درست وارد کنید ، من به همه ی دوستان مفصل سر می زنم
3 – اتفاقاتی که در اتاق خواب بعضی دوستان میفته والله به من مربوط نمیشه خوشحال میشم در این خصوص کامنت نداشته باشم . اگر لازم باشه خودشون برام تعریف می کنن.
4 – مخلصیم کلاً