) :
1. اینو واسه اینکه صفحه خالی نباشه گذاشتم
2. من بلد نیستم ناراحتیمو پنهان کنم
3. هیسسسسسس لطفاْ !
4. خر ما از کره گی دم نداشت
۵. این شعر منظورم بود . ( حالا مطمئن هستید که شعره )
***
از جاده ی هنوز به من وصل می شوی
از پشت عکس وارد تصویر می شوم
با عاشقم شدی / نشدی/می شوی/ نشو
در چشم های گیج تو تفسیر می شوم
نوزاد گریه می کند از سرنوشت خود
مادر به دست های خودش قفل بسته است
من زیر بار ِ حافظه ام جیغ می کشم
نوزاد قد کشیده و در من نشسته است
در جیب های پاره ی من سکه می شوی
گم می کنم تو را وسط ِ ماجرا و بعد
مثل چهار سالگی ام بغض می کنم
تنهایی عمیق همین روز ها و بعد
همفکریت کنار دو تا کاغذ و مداد
شاگرد خسته از همه ، استاد بی سواد
جاده ادامه ی همه ی خواب های توست
جایی که دوست داشتنت را اجازه داد
انگشت های لای کتابی که حیف شد
این بار هم دوباره الف ، لام ، میم ، صاد
تعریف ساده ای که تو می دانی و خودت
--
فردای روز ِ آخر و مردن پس از معاد
هی گریه روی « من » وسط بیت بعد که
مجبور می شود به تو ، بی آنکه اعتقاد ...
تصویر بی گناهی من پشت میله ها
مثل هنوز رفتن و رفتن ،،، به هیچ جا
مثل تمام فاصله هایی که بینمان ...
... لبخند جا گذاشته ام روی استکان
از پشت عکس ِ کهنه ی عشقی ورق ورق
یک جاده رو به روی دو تا پای بی رمق
تکرار چند باره ی یک حس مشترک
همراه سالها غم و خروار ها کپک
فریاد من به گوش توی کر نمی رسد
این جاده هیچ وقت به آخر نمی رسد
باز هم پوزش که اطلاع ندادم ...