زخمی که شاعر شد
نوروزتان سبز
و
خداحافظ ۸۸ ِ عزیز(?)
--
این روزها فقط به خودم فکر می کنم
اما
یواشکی
به تو هم فکر می کنم
--
:: امسال هم جشنواره ی داستان کوتاه کوتاه جنگ ( بخوانید صلح ) با تلاش نسرین ارتجاعی در حال برگذاری ست . می توانید فراخوان را از اینجا بخوانید .
:: قرار است به زودی مجموعه ی جدیدی از اشعار دکتر سید مهدی موسوی را بخوانیم ( من که خیلی منتظرش هستم ) . اطلاعات تکمیلی را خود ایشان خواهد داد .
:: دومین مجموعه شعر عبدالحسین انصاری و مجموعه اول علی اسداللهی هم به تازگی منتشر شده اند .
ترجیع بندی که خیلی دوستش دارم :
در خیالات ماهی تنها
که تمام بزرگی دنیا
کره ی کوچکی پر از آب است
با همین یک دریچه از بالا
جاده ای هست رو به خوشبختی
رو به دنیای بهتری... اما ...
[ جلوی زندگی کم آوردم
جلوی چشم های این دریا
ماهی کوچکی شدم در تنگ
که فقط دور می زند خود را ]
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از تنگ می پرد بیرون
می رود تا همیشه ی تقدیر
در دل استوانه ای دلگیر
که شعاعش بزرگ تر شده است
با همان درد های بی تغییر
دور فواره باز می چرخد
ماهی گیج ِ آب های اسیر
که به این چند متر جا خوش باش
که ته ِ جاده های بسته بمیر
[ باز راهی شدم به رویا ها
به جهان های انعطاف پذیر ]
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از حوض می پرد بیرون
[ سهم من بغض های سنگین است
تلخی خواب های شیرین است
پشت این احتضار پوسیدم
همه ی زندگی م تلقین است
چاره ی درد های بی درمان
فندک و چند لیتر بنزین است]
ماهی خسته پشت سد تنهاست
کف این رودخانه غمگین است
با خودش فکر می کند: اینجاست؟!
با خودش فکر می کند: این است؟!
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از رود می پرد بیرون
آخر ِ جاده های بی مقصد
ماهی از دور دل به دریا زد
آبی آسمانی اش را دید
نا امید از همه ، گذشت از سد
[ توی یک قاب عکس جا ماندم
در افق های دور ، رو به ابد
دارم از کادر می زنم بیرون
روحم از تنگ ها به تنگ آمد
دل به هر چیز و هر کسی بستم
مثل دریا شد و مرا پس زد ]
خسته از مرگ و زندگی و سکون
ماهی از آب می پرد بیرون
« تقدیم به همه ی ماهی هایی
که بعد از تعطیلات نوروز مردند »
1 – لطفاً اگر بیتی به نظرتون آشنا میاد حتماً اطلاع بدید که یا تغییر بدم یا اشاره کنم .
2 – ♥ ← اقدامی در جهت جوات سازی
3 – برایم دعا کنید ، یک روز هم خبر انتشار شعرهای خودم را اینجا بنویسم .