آخریوُ تو بردار
این پست اطلاع رسانی نمیشه.
اگر به این دوست قدیمی تون سر میزنید، لطفاً از نظرتون مطلعش کنید.
من، برعکس همه / پشت خنده هام غمه
تو، برعکسه منی / شادی و غمگین میزنی
محسن یگانه
* شعری از زمستان:
خوابهای لهیده در مترو
آرزوهای آن ور ِ ویترین
خستهای مثل سرفه کردن در
ساختار شکستهی بنزین
درد دارد دویدنت وقتی
توی آفساید زندگی کردی
که بدانی تمام عمرت را
در قفسها پرندگی کردی
ته ِ صفها هنوز منتظری
و تمام جهان کم آورده
جیبهایت به فاک رفته ولی
اقتصادت مقاومت کرده
در دلت جنگ سرد با دنیا
در سرت انقلاب خودجوشی ست
درد دارد اگر چه خوشبختی
معنی دیگر فراموشی ست
توی بازارگرمی پاییز
سود شصت و سه درصدی بودی!
تن به بازی نداده باختهای
تو هنرپیشهی بدی بودی
در میان جماعت رسوا
گیر کردی به جرم همرنگی
که بریده ست بیتهایت را
تیغ ارشادهای فرهنگی!
آسمان تو را گرفته ولی
روی سقفت ستاره چسبانده
درد دارد سکوت وقتی که
قرنها حرف در دلت مانده
درد دارد امید مرگ، اگر
زندگی راه آخری باشد
که بدانی ادامهی این زخم
توی دنیای دیگری باشد!
لینک دانلود رمانهای من:
فصل بادبادک ها // تنها نیستیم // قبل از شروع
یک مثنوی در سایت شعرانه بخونید: بخواب کودک دلتنگم...
عکسی از من، شعرم، ترجمهی شعرم، مترجم شعرم: مهسا زهیری
بهتره از حال این روزهام حرفی نزنم. بهتره خستگی و بیانگیزگی و افسردگی و ناامیدی و تنهایی و بیهدفی رو برای خودم نگه دارم. نه؟
* شعری از بهار:
این شهر
آخرین لبخندت را به خاطر خواهد سپرد
من
آخرین نگاهت را
گناه تو نبود
تقدیر اسباب بازیها این است...
من عروسک برداشتم
تو شمشیر
جیغ در وقت اضافه:
این ایمیل های اسپم رو دقت کردید؟! انواع بزرگ کننده ها! و کوچک کننده ها! و سی دی های آموزشی. اینها هر روز برای نوجوون های 12 -13 ساله میره... آخه این بیچاره ها چه گناهی کردن که انقد زود باید از کثافت کاری های دنیای گه بزرگ تر ها سر در بیارن؟؟!! من هر بار می بینم جداً حالم به هم می خوره! چرا دغدغه ی آدم ها انقد با هم فرق داره؟ واقعاً چرا؟؟؟!!!
تمام